دفتر یادداشت

شیطان در یک کار کارشناسی و دقیق در یک بحث کارشناسی با کارشناسترین موجود عالم داره راه کار خودشو برای انحراف انسان ها بیان می کنه و محضر خداوند عرض می کنه : 

ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لایجد اکثرهم شاکرین

من از جلو یعنی آینده نگری و پشت سر یعنی توجه به گذشته و سمت راست بی نتیجه جلوه دادن اعمال خوب و سمت چپ یعنی گناهان و وسوسه ها سراغ او می روم تا نتیجتا کاری کنم که او شاکر نباشد .

شاکر نبودن چقدر مهم است که شیطان در این صحبت کارشناسانه ی خودش که خداوند هم در قرآن آن را مطرح می کند و بر آن مهر تایید می زند که این کار کار مهمی است در انسان ؟ شاکر نبودن چه تاثیری میتواند در بندگی انسان داشته باشد ؟

 

انسان شاکر بهتر می تواند فرصت ها را ببیند ، چون به دارایی ها توجه دارد

شخصی فقر و نداری و گرسنگی به او و خانواده اش خیلی فشار آورد و با پیشنهاد همسرش نزد پیامبر صلی الله و علیه وآله رفت تا کمک بگیرد به محض اینکه نزد پیامبر رسید ، رسول الله فرمودند : من سئلنا اعطیناه و من استغنی اعطاه الله ؛ هرکس از ما چیزی بخواهد ما به او می دهیم واگر از خدا بخواهد خداوند او را بی نیاز خواهد کرد ، احساس کرد پیامبر با او دارد و به او راه کار می دهد لذا رفت منزل همسرش گفت شاید پیامبر با تو نبوده دو مرتبه رفت و باز هم همان حرف را شنید و سه مرتبه هم رفت باز هم همان را شنید لذا امد خانه و فکر کرد چه می تواند بکند به ذهنش رسید یه تبر از همسایه قرضی بگیرد رفت بیایان یکم بوته خار و هیزم جمع کرد و فروخت و آرام آرام چهار پایی خرید و ثروتی برای خود جور کرد وروزی خدمت پیامبر رسید و رسول الله فرمودند من که گفتم اگر از خدا بخواهی خدا تورا بی نیاز می کند .

انسانی که نتواند فرصت های زندگی را ببیند نمی تواند حالش را خوب کند و به احسن الحال برسد ، و کسی که شاکر است و اهل نق زدن نیست یعنی فرصت ها را دارد می بیند که برای آن شکر میکند و صد البته شکر کردن فقط برای انسان های ثروتمند نیست بلکه به همه خدا دستور شکر میدهد و البته کتر از بندگان این روحیه را دارند و فرمود : قلیل من عبادی الشکور ... 

کم هستند از بندگان من که فرصت ها را ببینند و دارایی های خود را مد نظر داشته باشند ، شکر فق زبانی نیست باید قلبا درک کنیم که این چیزی که الان دارم واقعا دارایی من است گفتن زبانی حالا الهی شکر که فایده ندارد ، برخی کلی مشکلات خود را بیان میکنند و غر میزنند بعد برای اینکه مثلا دل خدا رو بدست بیارن و بدتر از این براشون پیش نیاد میگن هی الهی شکر ، یه جور منت هم سر خدا میزارن یعنی خدایا ببین با اینهمه گرفتاری باز هم دارم شکر می کنم تقریبا مثل اون حالتی میمونه که از طرف کسی چیزی قراره به ما برسه بعد کم کاری میکنه ما در جوابش میگیم خوب حالا دست درد نکنه .

امیر المومنین علیه السلام در حکمت 13 می فرمایند :

اذا وصلت الیکم النعم فلا تنفرو اقصاها بقله الشکر

وقتی اطراف نعمت ها یعنی نشانه های فرصت ها به سمت شما می ایند از فرصت های کوچک استفاده درست کنید و فرصت را درست ببینید و آن را درست بکار بگیرید

برای استفاده ی درست ازفرصت ها باید قدرت خروج از منطقه ی امن را داشت .

لذا قرآن به ما توصیه می کند همیشه به فرصت ها توجه داشته باشید ؛ واذکروا نعمت الله التی انعمت علیکم و یا فرمود فاما بنعمت ربک فحدث .

 

آدم هایی که غرغرو هستند اصلا حال خوبی ندارن

در روایات داریم که فرمود خداوند بنده ای را که مدام درد خودش را به بقیه میگوید و شکایت میکند از نداشته های خودش را دوست ندارد ، در واقع این بنده میگوید در حق من ظلم شده و خدای مهربان و عادل حق من را نداده است .

درد دل کردن باید محدود شود ؛ امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : رضی بالذل من کشف عن ضره

راضی به ذلت شده است کسی که درد های خود را برای همه فاش کند

و فرمود : سرک اسیرک و اذا افشیته سرت اسیره

راز تو اسیر توست ووقتی آن را گفتی تو اسیر آن می شوی .

 

امیدواری در قالب دین اسلام معنای ان متفاوت از موهومتی که به عنوان امید به خورد بشریت می دن و خدای متعال ما را می خواهد در قالب دین امیدوار تربیت کند که اگر در این قالب ذره ای به غیر از خدا امید داشته باشی فرمود امیدت را نا امید میکنم چون آنجا سراب است و وقتی نا امید شدی به سمت من باز خواهی گشت

الإمامُ علیٌّ علیه السلام  :

انْقَطِعْ إلَى اللّه ِ سُبحانَهُ ، فإنَّهُ یَقولُ : وَ عِزَّتی و جَلالی لَأقْطَعَنَّ أملَ کُلِّ مَنْ یُؤَمِّلُ غَیْری بِالیَأْسِ

امام على علیه السلام :تنها به خداوند سبحان دل ببند، که او مى فرماید: به عزّت و جلال خودم سوگند که امید هر کس را که به غیر من امید بندد به نومیدى مى کشانم.

 

و فرمود : ایاک و رجاء الکاذب فانه یوقعک فی الخوف الصادق

از امید های واهی بپرهیز که تورا در ترس های واقعی میاندازد

لإمامُ علیٌّ علیه السلام : کُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنکَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ علیه السلام خَرَجَ یَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَکَلَّمَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبیّا ، و خَرَجَتْ مَلِکَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُلیمانَ علیه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ یَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِینَ

امام على علیه السلام : به آنچه امیدش را ندارى امیدوارتر باش از آنچه بدان امید دارى ؛ زیرا که موسى بن عمران علیه السلام رفت که براى خانواده اش آتش برگیرد اما [در آن جا] خداوند عزّ و جلّ با او به سخن در آمد و او پیامبر برگشت . ملکه سبا نیز از کشور خود بیرون آمد ، اما به دست سلیمان علیه السلام مسلمان شد . و جادوگران فرعون براى تقویت قدرت فرعون بیرون آمدند ، اما [به خدا ]ایمان آوردند و برگشتند